گروه : بورس و بازارهای مالی / خبر ویژه
این روزها اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به یک «موتور محرک» برای تبدیل پساندازهای راکد مردم به چرخ تولید نیاز دارد. در این میان، بازار سرمایه به عنوان شاهراه این تحول شناخته میشود؛ بازاری که به گفته کارشناسان، بازگشت رونق و اعتماد به آن تنها با دو کلیدواژه طلایی «ثبات در سیاستهای ارزی» و «تعدیل نرخ بهره» ممکن است.
به گزارش کیوسک خبر، بازار سرمایه در ایران طی سالهای گذشته فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است. اما آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، نگاه فراتر از یک بازار معاملاتی صرف به این بخش از اقتصاد است. بازار سرمایه امروز به مثابه یک «ظرفیت راهبردی» تلقی میشود که میتواند حلقه واسط میان سرمایههای خرد مردم و طرحهای بزرگ توسعهای باشد. اما سوال کلیدی این است: برای فعال شدن این ظرفیت چه نیاز است؟
تحلیلها نشان میدهد که نقطه اتصال سیاستهای پولی، ارزی و بازار سرمایه در مفهوم «انتظارات» و «اعتماد سرمایهگذار» نهفته است. هرچه سیاستهای پولی و ارزی هماهنگتر و پیشبینیپذیرتر باشند، سرمایهگذار میتواند برآورد دقیقتری از سودآوری شرکتها داشته باشد. در ادبیات مالی، بخشی از بازدهی که سرمایهگذار مطالبه میکند، «صرف ریسک» نام دارد. کاهش ابهام در سیاستها میتواند این صرف ریسک را پایین بیاورد و شرایط مساعدتری برای ارزشگذاری شرکتها و تأمین مالی طرحهای توسعه ایجاد کند. به بیان ساده، وقتی قواعد بازی شفاف باشد، مردم با اطمینان بیشتری سرمایههای خود را وارد بورس میکنند.
سیاست ارزی؛ از شعار تا واقعیت تحلیلپذیری
در بحث سیاستهای ارزی، آنچه بنگاهها به آن نیاز دارند «برنامهریزیپذیری» است. شفافیت در قواعد تأمین ارز و بازگشت منابع صادراتی، به شرکتها اجازه میدهد تا هزینه مواد اولیه و جریان نقد آینده خود را با دقت بیشتری برآورد کنند. نکته مهمی که تحلیلگران بر آن تأکید دارند این است که برای تحلیل شرکتهای بورسی، نباید تنها به تغییرات نرخ ارز اکتفا کرد، بلکه باید به «نرخ مؤثر تسعیر ارز» و میزان وابستگی شرکت به واردات نیز توجه نمود. اصلاحات ارزی به سمت کاهش فاصله نرخها، منجر به «تحلیلپذیرتر شدن» بازار میشود؛ بازاری که تحلیلپذیری آن، پیششرط اصلی برای ورود سرمایهگذاریهای بلندمدت است.
نرخ بهره و مسیر کاهش هزینههای توسعه
در حوزه سیاست پولی، مدیریت نرخ بهره میتواند همزمان به مهار تورم و حمایت از بورس کمک کند. با کاهش انتظارات تورمی و تعدیل پایدار نرخهای تأمین مالی، «هزینه سرمایه» بنگاهها کاهش مییابد و طرحهای توسعهای بیشتری از نظر اقتصادی توجیه پیدا میکنند. حمایت پایدار از بورس، از مسیر تقویت سودآوری و بهبود شرایط تأمین مالی میگذرد. اگر نرخ بهره بدون مهار تورم کاهش یابد، نتیجهای جز فرار سرمایه نخواهد داشت؛ اما اگر این کاهش همگام با سیاستهای ضدتورمی باشد، میتواند موتور محرک بازار سهام شود.
بازار سرمایه به مثابه موتور تولید
یکی از محورهای کلیدی در تحلیل نقش بازار سرمایه، ظرفیت عظیم آن برای تبدیل پساندازها به منابع مورد نیاز تولید است. این کار از طریق افزایش سرمایه، عرضههای اولیه و اوراق مالی انجام میشود. در این میان، تفکیک نقش بازار اولیه و ثانویه اهمیت دارد. اگرچه ورود پول به معاملات به معنای تأمین مالی مستقیم نیست، اما نقش بازار ثانویه در ایجاد «نقدشوندگی» و «کشف قیمت»، بستر اصلی برای جذب سرمایه در بازار اولیه و تأمین مالی کارخانههاست. به عبارت دیگر، بازار ثانویه پویا، پیشنیاز بازار اولیه فعال است.
ابزارهای مالی و صنایع زیرساختی
در بحث ابزارهای تأمین مالی، ضرورت «تطبیق سررسید منابع و مصارف» و مدیریت «ساختار سرمایه» انکارناپذیر است. گروههای مالی باید با طراحی ترکیب مناسب منابع، ارتباط مؤثرتری میان سرمایهگذاران و بنگاهها برقرار کنند. این رویکرد در صنایع با افق بلندمدت، مانند حملونقل ریلی، اهمیت دوچندان مییابد. در پروژههای زیرساختی، علاوه بر بازده باید نسبت پوشش خدمت بدهی و مدیریت عدم تطابق درآمدهای ریالی و هزینههای ارزی را نیز بررسی کرد. طراحی دقیق مالی میتواند مشارکت مردم در پروژههای استراتژیک زیرساختی را تسهیل نماید.
نقشه راه: اعتماد و حرفهایگری
برای تقویت مشارکت در بازار سرمایه، سه رکن «ثبات مقررات»، «شفافیت اطلاعات» و «احترام به حقوق سرمایهگذار» الزامی است. همچنین توسعه سرمایهگذاریهای حرفهای از طریق صندوقها، سبدگردانی و تقویت حاکمیت شرکتی از عوامل کلیدی ارتقای کیفیت بازار به شمار میرود. تجربه جهانی نشان میدهد که بازارهای توسعهیافته بدون این سه رکن نمیتوانند اعتماد عمومی را جلب کنند.
به گزارش کیوسک خبر، بازار سرمایه ظرفیتی راهبردی برای پیوند دادن سرمایههای مردم با رشد واقعی اقتصاد است؛ پیوندی که در صورت محکم شدن، هم بنگاههای اقتصادی را به توسعه میرساند و هم منافع واقعی را به سرمایهگذاران بازمیگرداند. اما این پیوند بدون ثبات در سیاستهای ارزی و تعدیل هوشمندانه نرخ بهره ممکن نیست. اگر سیاستگذار بتواند انتظارات را مدیریت کند و اعتماد را بازگرداند، بورس میتواند به شاهراه اصلی تبدیل پسانداز به تولید تبدیل شود. در غیر این صورت، سرمایهها همچنان در مسیرهای غیرمولد سرگردان خواهند ماند. انتخاب با ماست: ادامه وضع موجود یا حرکت به سوی فردایی که در آن بازار سرمایه، موتور پیشران اقتصاد ایران باشد.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت کیوسک خبر مراجعه کنید.
https://kioskekhabar.ir/?p=324242













