مهدی صالحی طاهری
سیاست فشار حداکثری واشنگتن بر پکن، نهتنها به انزوای فناورانه چین منجر نشده، بلکه با ظهور مدلهای بازمتن و ارزان چینی، جهان هوش مصنوعی را به دو قطب ناهمخوان تقسیم کرده است. گزارش اندیشکده بروگل نشان میدهد که این دوقطبیسازی، معماری جهانی تراشه، استانداردهای نرمافزاری و حتی حاکمیت دادهها را دگرگون کرده و شکاف دیجیتال تازهای را رقم زده است.
به گزارش کیوسک خبر، جهان هوش مصنوعی در نقطه عطفی تاریخی قرار گرفته است. سیاست فشار حداکثری آمریکا برای وادار کردن متحدان غربی و شرقی به انتخاب میان مدلهای توسعه فناوری، به جای مهار چین، به دوپاره شدن معماری جهانی تراشه و انفکاک استانداردهای بینالمللی انجامیده است. پژوهش اندیشکده اروپایی «بروگل» هشدار میدهد که این تقابل، اقتصادهای در حال توسعه و حتی متحدان سنتی واشنگتن را به مدار فناوری پکن سوق میدهد و شکاف دیجیتالی نوینی با ابعاد راهبردی غیرقابلبازگشت ترسیم میکند.
تقابل ژئوتکنولوژیک و پایان جهانیسازی یکپارچه الگوریتمها
بحران کنونی فراتر از رقابت تجاری است و نشاندهنده تغییر جهت ساختاری از جهانیسازی یکپارچه فناوری به عصر تکهتکه شدن دیجیتال و دوقطبی شدن زیرساختهای پردازش داده است. واشنگتن با راهبرد «حیاط کوچک و حصار بلند»، کنترل صادرات تراشههای پیشرفته و ماشینهای لیتوگرافی را در دستور کار قرار داده تا پیشرفت مدلهای چندوجهی چین را متوقف کند. اما تحلیلها نشان میدهد هوش مصنوعی برخلاف صنایع تسلیحاتی، با داراییهای غیرملموس، شبکههای نرمافزاری توزیعشده و کدهای باز تغذیه میشود و محصور کردن آن پشت مرزهای جغرافیایی عملاً غیرممکن است. واشنگتن با کشاندن رقابت الگوریتمی به حوزه وفاداریهای سیاسی، متحدان خود را در تنگنای هزینههای کمرشکن ارتقا، اشتراکهای انحصاری و خطر از دست دادن حاکمیت داده قرار داده است. این فشار ساختاری، زمینهساز ایجاد دو قطب مستقل و ناهمخوان شده که در آن جریان نوآوری جای خود را به صفبندیهای ایدئولوژیک و امنیتی میدهد.
زلزله مدلهای متنباز؛ راهبرد نفوذ نامتقارن چین
پاسخ راهبردی چین به محدودیتهای محاسباتی، گذار از افزایش کورکورانه توان سختافزاری به بهینهسازی نرمافزار و بازمتنسازی معماری بوده است. در حالی که شرکتهای سیلیکونولی بر مدلهای بسته و انحصاری متمرکز شدهاند، شرکتهای چینی نظیر دیپسیک، کیویان (علیبابا) و کیمی (مونشات) مسیر دموکراتیزه کردن هوش مصنوعی را در پیش گرفتهاند. ورود مدلهایی چون DeepSeek-V3 و DeepSeek-R1 به بازارهای جهانی، اثبات کرد میتوان با کسری از هزینههای غربی، مدلهایی با راندمان مشابه یا فراتر تولید کرد. این مدلها به دلیل دسترسی آسان و قابلیت میزبانی روی زیرساختهای بومی، در کمتر از چند روز توسط صدها هزار شرکت و دانشگاه دانلود و مستقر شدند. انتشار متنباز این چارچوبها برگشتناپذیر است، زیرا پس از انتشار در مقیاس اینترنت، قابل حذف یا مسدودسازی نیستند. این استراتژی هزینه توسعه هوش مصنوعی را تا بیش از ۷۰ درصد کاهش داده و حصارهای واشنگتن در لایه نرمافزاری کارکرد بازدارنده خود را از دست داده است.
انشقاق زنجیره ارزش و خطر شکاف در اکوسیستم تراشهها
پیامد مستقیم دوقطبیسازی، انشعاب ساختاری در معماری سیلیکون و لایههای سختافزاری جهان است. صنعت نیمهرسانا طی دههها بر پایه همگرایی استانداردهای بینالمللی و زنجیره تأمین یکپارچه شکل گرفته بود. با تحریمهای سنگین از سال ۱۴۰۱ به این سو، بازیگران چینی وادار به شکلدهی زنجیرهای خوداتکا و موازی شدند. شرکتهایی مانند هواوی با تراشههای اسند و فریمورک ماینداسپور، اکوسیستمی مستقل از استاندارد CUDA انویدیا خلق کردند. گزارش بروگل تأکید دارد این شکاف، اکوسیستم محاسباتی جهان را به دو جهان ناهمخوان تجزیه میکند: جهان متکی بر معماری آمریکایی با هزینههای سنگین و انحصار شرکتی، و جهان جایگزین با تکیه بر تراشههای چندگانه، راندمان تطبیقی و پلتفرمهای منبعباز آسیایی. این شکاف، همکاری پژوهشگران میانمرزی را تضعیف کرده و شرکتهای چندملیتی را در تصمیمگیریهای زیرساختی بلندمدت دچار سردرگمی کرده است.
چرخش جنوب جهانی به سوی هوش مصنوعی ارزان پکن
یکی از تناقضات استراتژی کاخ سفید، برآورد نادرست از نیازهای جنوب جهانی است. کشورهای آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه نیازمند تحول دیجیتال سریع و توسعه دولت الکترونیک هستند. اکوسیستم آمریکا با مدلهای اشتراکی دلاری، الزام به اتصال به سرورهای تحت قضاوت ایالات متحده و خطر تحریمهای سیاسی، انتخابی پرهزینه و مخاطرهآمیز برای این کشورهاست. در مقابل، مدلهای چینی مانند کیویان و دیپسیک امکان بومیسازی هوش مصنوعی روی سرورهای محلی را بدون سرمایهگذاری میلیارد دلاری فراهم میکنند. برآوردها نشان میدهد در سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۵ درصد استارتاپها و سازمانهای تحقیقاتی در مناطق در حال توسعه، پروژههای خود را بر پایه وزنهای انتشاریافته توسط پکن بازتنظیم کردهاند؛ رویکردی که موازنه هژمونیک دادهها را تغییر داده است.
فرسایش حاکمیت فناورانه اروپا
اروپا بیش از هر بازیگر دیگری آسیبپذیر نشان داده است. اتحادیه اروپا با تدوین «قانون جامع هوش مصنوعی» در پی تبدیل شدن به تنظیمگر استانداردهای جهانی بود، اما اکنون میان وابستگی کامل به غولهای پلتفرمی آمریکا و ظهور ابزارهای قدرتمند متنباز چینی گرفتار شده است. شرکتهای اروپایی به دلیل فقدان زیرساخت ابری مستقل، برای دسترسی به فناوری ملزم به پذیرش قواعد واشنگتن هستند. فشار فزاینده آمریکا برای ممانعت از استفاده از مدلهای متنباز شرق در نهادهای حساس، اروپا را از فناوریهای مقرونبهصرفه محروم و در جایگاه مصرفکننده صرف تثبیت میکند. این تضاد بنیادین، همبستگی ترانسآتلانتیک را در معرض آزمونی دشوار قرار داده است.
پیامدهای پارادایم دوگانه بر حکمرانی و آینده هوش مصنوعی
برآیند این صفآرایی، مرگ ایده حکمرانی یکپارچه و جهانشمول بر کلاندادهها و هوش مصنوعی است. دو سیستم عامل تمدنی متمایز در حال شکلگیری است: قطب نخست با مالکیت انحصاری فکری، استانداردهای نظارتی سختگیرانه آنگلوساکسون و مدلهای بسته پرهزینه؛ و قطب دوم بر مبنای انتشار کدهای منبعباز، مدلهای تطبیقپذیر ارزان، تنوع سختافزاری و همگرایی با اقتصادهای غیرغربی. این گسست، تلاشهای جهانی برای مهار خطرات ایمنی مدلهای آینده و استانداردسازی ارزیابیهای اخلاقی را با بنبست روبهرو میسازد. تحلیل بروگل مشخص میسازد که ابزار تحریم تجاری در جهان نرمافزار نهتنها برتری آمریکا را تضمین نمیکند، بلکه سرعت افول سیادت فناورانه غرب را تشدید کرده و جهانی متکثر، متضاد و قطعهقطعهشده پدید میآورد که در آن مهار انتشار فناوری از کنترل هر دو ابرقدرت خارج شده است.
به گزارش کیوسک خبر، سیاست فشار حداکثری آمریکا به جای مهار چین، جهان هوش مصنوعی را به دو نیمه تقسیم کرده است. ظهور مدلهای بازمتن چینی، انشقاق در زنجیره تراشه و چرخش جنوب جهانی به سوی فناوری ارزان پکن، نشانههای یک نظم فناورانه جدید است. در این نظم، حکمرانی یکپارچه بر هوش مصنوعی جای خود را به رقابت دو سیستم عامل تمدنی داده و مهار انتشار فناوری از کنترل هر دو ابرقدرت خارج شده است.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت کیوسک خبر مراجعه کنید.
منبع خبر : کیوسک خبر
https://kioskekhabar.ir/?p=324307













