×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

مهدی صالحی طاهری

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند که استفاده بی‌قید و شرط از ChatGPT و ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند حافظه بلندمدت را تضعیف کند، تفکر انتقادی را کاهش دهد و به «برون‌سپاری شناختی» منجر شود. اما آیا این فناوری واقعاً ما را کم‌هوش‌تر می‌کند یا نحوه استفاده ما از آن تعیین‌کننده است؟ این گزارش تحلیلی، یافته‌های کلیدی پژوهش‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند.

به گزارش کیوسک خبر، هوش مصنوعی قرار بود کارهای فکری را سریع‌تر و آسان‌تر کند. اما مجموعه‌ای از پژوهش‌های جدید درباره یک پیامد کمتر دیده‌شده هشدار می‌دهند: اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند با کاهش تلاش شناختی، تضعیف حافظه بلندمدت، افت تمرین مهارت‌ها و کاهش درگیری با تفکر انتقادی همراه شود.

یک آزمایش تصادفی روی ۱۲۰ دانشجو نشان داده است افرادی که برای یادگیری از ChatGPT استفاده کردند، ۴۵ روز بعد اطلاعات کمتری را نسبت به گروهی که بدون هوش مصنوعی مطالعه کرده بودند به یاد می‌آوردند. میانگین پاسخ‌های درست گروه سنتی ۶۸.۵ درصد و گروه ChatGPT نزدیک به ۵۷.۵ درصد بود. این تفاوت از نظر آماری معنادار گزارش شد.

اما ماجرا فقط کم‌کاری نبود. دانشجویان گروه AI به‌طور میانگین ۳.۲ ساعت مطالعه کردند، در حالی که گروه سنتی ۵.۸ ساعت وقت گذاشتند. با این حال، وقتی زمان مطالعه در تحلیل آماری کنترل شد، تفاوت میان دو گروه همچنان معنادار باقی ماند. یعنی مسئله فقط این نبود که دانشجویان با AI کمتر وقت گذاشتند؛ نوع درگیری ذهنی آنها با محتوا نیز متفاوت بود.

برون‌سپاری شناختی چیست و چرا مهم است؟

در علوم شناختی اصطلاحی به نام «برون‌سپاری شناختی» یا Cognitive Offloading وجود دارد. این مفهوم به زمانی اشاره می‌کند که فرد بخشی از فرایندهای ذهنی خود را به یک ابزار بیرونی می‌سپارد؛ مثل استفاده از ماشین‌حساب برای محاسبه یا GPS برای مسیریابی.

هوش مصنوعی مولد تفاوت مهمی با ابزارهای قبلی دارد: ChatGPT فقط اطلاعات را پیدا نمی‌کند، بلکه آنها را خلاصه می‌کند، توضیح می‌دهد، استدلال می‌کند و حتی گزینه‌های تصمیم‌گیری پیشنهاد می‌دهد. به همین دلیل، برخی پژوهشگران معتقدند AI می‌تواند شکل گسترده‌تری از برون‌سپاری شناختی را ایجاد کند؛ یعنی به جای آنکه فقط «اطلاعات» را به بیرون از ذهن منتقل کنیم، بخشی از فرایند فکرکردن نیز به سیستم واگذار شود.

پژوهش مایکل گرلیچ در سال ۲۰۲۵ روی ۶۶۶ نفر نشان داد میان استفاده بیشتر از ابزارهای AI و امتیازهای پایین‌تر تفکر انتقادی، با نقش واسطه‌ای برون‌سپاری شناختی، رابطه‌ای منفی وجود دارد.

چرا پاسخ آماده به حافظه آسیب می‌زند؟

برای توضیح این نتیجه، پژوهش به دو مفهوم در علم یادگیری تکیه می‌کند: برون‌سپاری شناختی و «دشواری‌های مطلوب» یا Desirable Difficulties.

در یادگیری، همیشه آسان‌تر بودن به معنای بهتر بودن نیست. گاهی تلاش برای به یاد آوردن یک مفهوم، توضیح آن با زبان خودمان، حل مسئله پیش از دیدن پاسخ و حتی اشتباه کردن و اصلاح آن، باعث می‌شود اطلاعات عمیق‌تر در حافظه ثبت شود.

وقتی دانشجو به جای تلاش برای استخراج پاسخ از حافظه، پاسخ آماده را از ChatGPT دریافت می‌کند، بخشی از این فرایندهای ذهنی حذف می‌شود. در نتیجه ممکن است فرد در لحظه احساس کند مطلب را بهتر فهمیده است، اما الزاماً همان میزان اطلاعات را در بلندمدت به خاطر نسپارد. بارکائوی برای توضیح این احتمال از اصطلاح «شایستگی قرض‌گرفته‌شده» یا borrowed competence استفاده می‌کند.

تفکر انتقادی زیر ذره‌بین AI

مسئله به کلاس درس محدود نمی‌شود. پژوهشی با همکاری Microsoft Research روی ۳۱۹ نیروی دانش‌محور و ۹۳۶ نمونه واقعی از استفاده آنها از هوش مصنوعی در وظایف کاری نشان داد اعتماد بیشتر کاربر به توانایی AI با کاهش گزارش‌شده در میزان به‌کارگیری تفکر انتقادی همراه بود. در مقابل، اعتماد بیشتر فرد به توانایی‌های خودش با استفاده بیشتر از تفکر انتقادی ارتباط داشت.

با این حال، پژوهش یک نکته مهم دیگر نیز مطرح کرد: استفاده از AI الزاماً تفکر انتقادی را حذف نمی‌کند، بلکه می‌تواند ماهیت آن را تغییر دهد. در برخی وظایف، کاربر به جای تولید مستقیم پاسخ، بیشتر درگیر بررسی اطلاعات، تلفیق پاسخ AI و نظارت بر فرایند می‌شود.

مهارت‌زدایی ناشی از هوش مصنوعی

بحث درباره تضعیف توانایی‌های انسانی حتی از حافظه و تفکر انتقادی فراتر رفته و به مفهوم AI deskilling یا مهارت‌زدایی ناشی از هوش مصنوعی رسیده است.

آویگیل فردمن در مقاله‌ای که نسخه نهایی آن در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، استدلال می‌کند وقتی سیستم‌های AI فعالیت‌های ارزشمند انسانی را جایگزین می‌کنند، ممکن است فرصت تمرین و پرورش برخی ظرفیت‌های انسانی نیز کاهش پیدا کند. این دیدگاه دامنه بحث را تغییر می‌دهد: سؤال دیگر فقط این نیست که «آیا کاربر بیش از حد به AI وابسته شده است؟» بلکه این است که اگر محیط کار و آموزش به‌گونه‌ای طراحی شود که انسان دائماً کارهای دشوار را به AI بسپارد، آیا فرصت کافی برای تمرین مهارت‌های انسانی باقی می‌ماند؟

مجله Nature در گزارشی در ژوئن ۲۰۲۶ به مجموعه‌ای از پژوهش‌ها درباره اثر استفاده از AI بر مهارت‌های حرفه‌ای پرداخت و از شواهد اولیه درباره احتمال تضعیف برخی توانایی‌های پزشکان و مهندسان نرم‌افزار در اثر اتکای زیاد به ابزارهای هوش مصنوعی خبر داد.

آیا هوش مصنوعی واقعاً انسان را «احمق» می‌کند؟

پاسخ علمی به این سؤال بسیار پیچیده‌تر از یک «بله» یا «خیر» است. یک مقاله منتشرشده در Trends in Cognitive Sciences در سال ۲۰۲۶ دقیقاً با همین عنوان، «Is AI making us stupid?»، شواهد مربوط به برون‌سپاری شناختی را بررسی می‌کند. نویسندگان می‌گویند شواهدی وجود دارد که واگذاری فعالیت‌های شناختی به AI می‌تواند به اختلال در یادگیری مهارت و زوال برخی مهارت‌ها منجر شود، اما خطرات به نحوه استفاده از AI وابسته‌اند.

بنابراین عبارت «AI انسان را احمق می‌کند» از نظر علمی بیش از حد کلی است. آنچه شواهد فعلی بهتر پشتیبانی می‌کنند، مفاهیمی مانند کاهش تلاش شناختی، برون‌سپاری ذهنی، کاهش تمرین، افت ماندگاری برخی آموخته‌ها و احتمال مهارت‌زدایی در شرایط اتکای زیاد است.

راه‌حل شاید حذف AI نباشد؛ «AI بعد از تلاش» باشد

از مجموعه این پژوهش‌ها می‌توان یک اصل مشترک استخراج کرد: اولین تلاش ذهنی انسان نباید همیشه با پاسخ آماده AI جایگزین شود.

برای مثال، در یادگیری می‌توان ابتدا از دانشجو خواست مسئله را خودش حل کند، پاسخ احتمالی را بنویسد یا موضوع را با زبان خودش توضیح دهد و بعد از AI برای بررسی پاسخ، پیدا کردن خطاها و دریافت توضیح استفاده کند. در این الگو، AI به جای اینکه «مغز دوم» باشد که کل کار را انجام می‌دهد، به یک مربی یا ابزار بازخورد تبدیل می‌شود.

چنین رویکردی با ایده «دشواری‌های مطلوب» سازگارتر است؛ زیرا بخش اصلی تلاش شناختی همچنان توسط خود یادگیرنده انجام می‌شود و AI پس از آن برای اصلاح، توضیح و گسترش یادگیری وارد می‌شود.

آیا نسل AI واقعاً در حال ضعیف‌تر شدن است؟

در حال حاضر، چنین نتیجه‌ای را نمی‌توان به‌صورت قطعی بیان کرد. شواهد موجود بیشتر درباره شرایط خاص استفاده صحبت می‌کنند. یک آزمایش تصادفی روی ۱۲۰ دانشجو کاهش معنادار یادآوری پس از ۴۵ روز را در گروه استفاده‌کننده از ChatGPT نشان داده است؛ یک مطالعه ۶۶۶ نفره رابطه میان استفاده بیشتر از AI و تفکر انتقادی پایین‌تر را گزارش کرده؛ و پژوهش دیگری روی ۳۱۹ نیروی دانش‌محور نشان داده است اعتماد بیشتر به AI با تلاش کمتر برای تفکر انتقادی همراه است.

در مقابل، پژوهش‌های دیگری نشان داده‌اند AI در صورت طراحی و استفاده مناسب می‌تواند نقش آموزشی مفیدی داشته باشد. مطالعه بزرگ روی دانش‌آموزان دبیرستانی که در PNAS منتشر شد نیز نشان داد تفاوت مهمی میان ابزارهای AI با طراحی‌های متفاوت وجود دارد.

بنابراین مسئله اصلی احتمالاً خودکار شدن کارهای ذهنی نیست؛ بلکه از دست رفتن فرصت انجام آن کارهای ذهنی توسط انسان است. هوش مصنوعی می‌تواند انسان را سریع‌تر، کارآمدتر و حتی در برخی فعالیت‌ها توانمندتر کند. اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که کارآمدی همیشه معادل یادگیری نیست.

به گزارش کیوسک خبر، پرسش آینده شاید این نباشد که «آیا AI جای انسان را می‌گیرد؟» بلکه این باشد که: کدام بخش‌های کار را باید به AI بسپاریم و کدام بخش‌ها را باید عمداً برای انسان نگه داریم تا توانایی فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن و حل مسئله همچنان تمرین شود؟

نویسنده: مهدی صالحی طاهری

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت کیوسک خبر مراجعه کنید.

منبع خبر : کیوسک خبر